الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) ( مترجم : سيد علي محمد موسوى جزائرى )
121
ترجمه و شرح موضوعى نهج البلاغة پيرامون رستاخيز و وظيفه بندگي ( فارسى )
و بهائى نيز گفته : در سياهيت سفيدى شد پديد * يعنى از ره قاصد مرگت رسيد از امير المؤمنين عليه السّلام نقل شده كه فرمايد : بلال الشيب فى فوديك نادى * بأعلى الصوت حيّ على الرواح ؛ منادى پيرى به بالاترين صوت به تو گوشزد نموده بشتاب در رفتن . كيف أنت ؛ چگونه خواهى بود ؟ امام عليه السّلام پير سالمند را بهخصوص ، مخاطب قرار داده ؛ زيرا پير به بازگشت به سوى پروردگار نزديكتر و حسابش سختتر است . چنانكه از امام صادق عليه السّلام نقل شده كه فرمود : بندهء خدا تا چهل سالگى كارش آسان و در وسعت است پس هرگاه به چهل رسد خداى عزّ و جلّ ، به دو فرشتهء موكّل او فرمايد كه عمرى به بندهام مهلت دادم ، حال ديگر بر او سخت گيريد ، و كم و زياد و كوچك و بزرگ عملش را بنويسيد . « 1 » طوقهاى آتشين إذا التحمت أطواق النّار بعظام الأعناق ؛ آنگاه كه طوقهاى آتشين به گردن افتد ؛ يعنى آتش به علت طوق شدن و احاطهاش بر استخوانهاى گردن مانند گوشت براى آن گرديد . خداى تعالى مىفرمايد : إِنَّا جَعَلْنا فِي أَعْناقِهِمْ أَغْلالًا فَهِيَ إِلَى الْأَذْقانِ فَهُمْ مُقْمَحُونَ ؛ « 2 » ما هم ( چون كافر شدند ) بر گردن آنها تار نخ ، زنجيرهاى عذاب نهاديم ، درحالىكه سربلند كرده و چشم بربستهاند . و نشبت الجوامع ؛ و غل و زنجيرها در گوشت فرورود . در صحاح گويد : نشب الشيء في الشيء ؛ يعنى به آن درآويخت و چسبيد . و جامعه ، يعنى طوق ، آن را جامعه گويند ؛ زيرا دستها را با گردن جمع مىكند .
--> ( 1 ) . خصال ، ج 2 ، ص 648 . ( 2 ) . يس ( 36 ) آيهء 8 .